ان چيز كه بيش از همه در گوشه وكنار تالار شيشه اي مشاهده مي شود تشكيل كلوني هاي چند نفره براي بررسي اوضاع كنوني ودرك روند بازار است هر چند كه بسياري از اين گفتمانها به علت كمبود اطلاعات و ابزار سنجش مناسب با انحراف هاي زيادي همراه است اما در اين چنين موقعيتي غنيمت است
جلسه هاي مختلف كه به دعوت گروههاي بورسي از سهامداران فعالان (حقيقي – حقوقي ) تشكيل مي شود نيز در راستاي گفتار بالاست و اين رايزني ها كماكان ادامه دارد اما كمتر نتيجه قاطع ومطلوبي بدست مي ايد هم اكنون تئوريسين هاي بازار به چند گروه تقسيم شده اند وهر كدام نظرياتي را ارائه مي نمايد كه در اين مقاله سعي مي كنيم تا حد امكان به ان بپردازيم
در ضمن براي بررسي هر كدام از استراتژي هاي فوق اول بايد ان را تعريف نماييم
استراتژي فعال
افرادي كه چنين تفكري دارند مي گويند در هر بازاري موقعيتهاي مناسب براي خريد وفروش سهم وسود سازي وجود
در چنين تفكري متناسب با ريسك فرد مورد نظر سهام از صنايع با نسبت قيمت به درامد بالا يا پايين انتخاب مي شود يعني ان كسي كه ريسك كمتري مي پذيرد به سراغ سهامهاي با نسبت قيمت به در امد پايين مي رود وكساني كه رسيك پذيري بالا دارند سراغ سهام با نسبت قيمت به در امد بالا مي روند
به هر حال سبد سهام چنين افرادي هيچ گاه بصورت كامل نقد نيست ودر كيسه چنين فرادي هميشه سهم هست
استراتژي انتظار(فاندامنتال
اين افراد شكارچيان ماهري هستند وهميشه در كمين فرصتهاي مناسب مي نشينند وهيچ عجله اي براي خريد وفروش سهام ندارند ودقيقا سود انها در همين نكته است
اكثر انها پس از پيگيري وقايع در بازار منفي اقدام به خريد ودر بازار مثبت اقدام به فروش مي نمايند
استراتژي تكنيكال و مدولاسيون
تصميم گيري مي نمايند
رهبر چنين افرادي امار معاملات از قبيل حجم معاملات ،تعدا خريداران ،تعداد دفعات ،تعداد شركتهاي مثبت با منفي به كل شركتها و... است وروندهاي سابق براي انان مشاوري صديق است
در بسياري از موارد با شبيه سازي وقايع و يا تعريف مدلهاي مختلف به تشريح وقايع مي پردازند و با استفاده از نتيجه بدست امده اقدام بعدي را انجام مي دهند
تاثير اين استراتژي ها در بازار چيست ؟
هركدام از اين گروهها بخشي از كل بازار هستند واگر بخواهيم براي انها وزن مساوي قايل شويم هركدام از اين گروهها يك سوم بازار را تشكيل مي دهد وبا حركت انها بازار دچار مثبت ، منفي يا خنثي مي شود
بطور مثال هم اكنون گروه يك در بازار فعال است اما اثري از خريدهاي مناسب در بازار يافت نمي شود زيرا گروههاي دو وسه هنوز وارد جريان نشده اند وقدرت گروه يك براي رانش بازار كافي نيست
اما به محض اينكه شاخص و يا روند يك سهم به مقاومتي قوي برخورد مي كند گروه سه واردعمل مي شود وجوازار مثبت مي شود زيرا براين نيروهاي گروه يك وسه مي تواند بازار را حركت دهد اما اين حركت نيز مقطعي است وهمچون جرقه اي خاموش مي شود چون هنوز يك سوم بازار وارد گود نشده است و نيروهاي دو سوم ديگر براي مدتي بصورت مسكن عمل مي نمايد وپس از مدتي با فشار عرضه گروه دو روبرو مي شود وناچار عقب نشيني مي نمايد
پس نتيجه مي گيريم براي ايجاد يك روند پويا بايد هر سه گروه وارد بازارشوند وبين انها اجماع شكل پذير درست مثل سالهاي گذشته از جمله سال 1382 كه با اجماع سهامداران هيچ نيرويي نمي توانست جلوي رشد بازار رابگيرد
اين گروهها هم اكنون چه مي كنند ؟
افراد گروه سه هم مدام در حال بررسي روندها وسيگنالها مي باشند وتا عدم دريافت سيگنال مثبت به بازار وارد نمي شوند ودر حال ساخت مدلهاي جديد وبومي مي باشند
تفكر غالب در گروههاي ياد شده ادامه روند منفي وخنثي است البته هر گروه دلايل خاص خود را دارد
بطور مثال گروه دو به شدت پيگير مسايل انرژي هسته اي و تغيير سياستها ومديريتها در بدنه دولت است و گروه سه هم با شيبه سازي وضعيت فعلي با روندهاي گذشته انتظار واكنش مثبت از بازار ندارد
اينده از ان كيست ؟
چنين فرادي با تسلط بر وقايع پيرامون خود قابليت هدايت اتفاقات را به سمت مثبت دارند و از امواج بازار نمي هراسند

